تبليغاتX
.:جرم من است پیش تو گر قدرمن کم است:.
 

 


                     .:جرم من است پیش تو گر قدرمن کم است:.              

 




 

درد و دل

سوء سابقه :

مجرم : سيد محمد محسن ديباج

هم سلولي ها:

هم بندي ها

در بارۀ :

آمار :
طراح قالب:

پاتوق بروبچ:

عدد بازار :
 
کرم نما و فرودا که خانه خانه ی توست
 

شعر جدید ندارم ولی دو تا غزل قدیمی تقدیم میکنم:

 

جای نگاه پنجره بگذار نقطه چین

تاخودبه خودشودخوددیوارنقطه چین

آنوقـت تو قدم بزن آرام روی خـط

شایدقرارمان شود اینبارنقطه چین

تکلیف شب به جای همین انتظار سرد

هر روز رونویسی صد بار نقطه چین

جای نگاه زل زده ی من به کوچه ها

چشمان ابر می شود انگار نقطه چین

وقتی نیامدی سـر شـب وقـت رفتنـم

روی زمین شداز ته سیگار نقطه چین

*****************************************************

شروع مسخره ی یک شب زمستـانـی

صــدای جیــــغ بـنـفـش زن خـیــابــانـی

ومرد مثـل همیشه قدم زنـان می رفـت

بـدون حـوصـلـه بــا یـک کـلـاه و بـارانــی

دوباره دخترکولی نشست گوشهء پارک 

وپـهـن کـرد بـسـاط طـلـسـم یــونــانــی

آهـای!فــال بـگـیـرم؟تــوروخــّدا خــانـــم

بـزن بـه چـاک سـلـیـتـه نـفـهم افـغانـی

صـدای تـنـد نـگـهـبـان پـارک بـود و زن ـ

بـه التمـاس کـه آقـا اگـر مـسـلـمانی...

٬

دو روز بعد٬ همان پارک٬ یک پتوی کثیف

ویـک طـلـسـم کـه افـتـاده روی قـربـانـی

 


اثر انگشت : .::. آشیل .::.وقوع حادثه در: پنجشنبه 1388/01/06 عقربه روي: 12:28
      |+|
سلامم را تو پاسخ گوی در بگشای
 

سلام می کنم بر تو 

سلام بنده ای که در تاریکی غرق شده و نورتان را می طلبد،

سلام نیاز مندی که دنیا اورا سیرکرده جواب دهید...

جوابی که جانم را بیدار کند قلبم را سپیدگرداندوبر زبانم لیاقت دهدتابازهم برای سلامتی شـمابگویم... سلام.  

      

یک غزل:    

یک مرد در اطاق چهارم کنار قاب 

با چشمهای خیره به چشمان آفتاب

با ژاکت زرشکی و شلوار نیم دار 

افتاده بودعکس زنی روی تخت خواب 

یک جفت کفش واکس زده پای صندلی 

آنجا که نورقرمزی از بطری شراب ـ 

می ریخت روی سایه ی لرزان دستها 

اماهنوزمانده دوسه صفحه از کتاب

٬ 

فـردا درون متـن حوادث نـوشـتـه شـد 

نزدیک صبح مرد خودش را به یک طناب 

 

     با سپاس فراوان از: 

 

استاد همیشه همراهم:حمید رضا وطن خواه و دوست راهنمایم : مهدی جهاندار

   

   منتظر نظرانتقادهاوپیشنهادهای شـما


اثر انگشت : .::. آشیل .::.وقوع حادثه در: شنبه 1388/01/01 عقربه روي: 13:23
      |+|
برای اولین بار

 

بارو بندیل کار های قدیمی رو بازم پهن کردم شاید

 

 یک بطری خالی دو فنجان پاکت سیـگار

یک مرد نامرئی کنار پنجـره اینـبار 

یک صـورت زیبای توی قاب جـامـانـده

آرامـش قلبـی شکستـه بر تـن دیـوار 

حل کرد توی قهوه خود بیست قرص خواب

افتـاد روی تـخت روی تـخت نه انگار 

تصویر هـای در هـمی میدید در واشـد

یک سایه دستش راربودازخواب شدبیدار 

 نوری که بازازپرده پوسیده می تابیـد

بر بطـری خالی دو فنـجان پاکت سیگـار

 

   منتظر نظرانتقادهاوپیشنهادهای شـما

 

 


اثر انگشت : .::. آشیل .::.وقوع حادثه در: پنجشنبه 1387/12/29 عقربه روي: 3:10
      |+|

 

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.TakTemp.com & www.j28.ir